احمد مجد الاسلام كرمانى

60

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

و شخصا هم خوش‌منظر بود و حرفهاى او هم از روى مأخذ و برهان و ساده بود در انظار مردم جلوه غريبى نمود و بر شهرت ملك افزود و بقدرى در اين منصب تازه ترقى كرد كه هرجا اجتماعى ميشد ميفرستادند باصرار و التماس او را ميبردند كه براى آنها نطق كند ، مخصوصا در انجمن طلاب و انجمن آذربايجان كه جمعه و چهارشنبه مجلس عمومى تشكيل ميشد ملك المتكلمين به قدر دو ساعت با نهايت فصاحت و بلاغت نطق ميكرد ، آقا سيد جمال كم‌كم از اهميت افتاد و نزديك شد كه بالمره فراموش شود لهذا خود را بملك المتكلمين بست و بالكليه تابع خيالات او شد . ملك المتكلمين و سيد جمال واعظ ملك هم مجبور بود همدست براى خودش انتخاب كند ، تا در مطالب تنها نباشد و مغرض بقلم نرود ، لهذا رفاقت آقا سيد جمال را با كمال ميل پذيرفت ، بعلاوه چند نفر ديگر را هم پيدا كرد آنها را زيردست خودش پرورش داد و در واقع آنها سمت تبعيت نسبت بملك پيدا كردند و معروف‌ترين آن ناطقين جزو سه نفر بودند شيخ بهاى روضه‌خوان كه معروف به بهاء الواعظين شد . سيد يعقوب شيرازى و شيخ على زرندى و اين دو نفر اهل فضل و سواد بودند اما بهاء الواعظين عامى صرف بود واسطه خيلى بىشرم و حيا بود و حرفها ميزد كه انسان از تصور آنها هم خجالت ميكشد ، چه جاى آنكه به زبان جارى كند آن هم در محضر چندين هزار جمعيت ، بارى ملك المتكلمين به تشكيل يكدسته اتباع كافى موفق شد كه معروف شدند بناطقين ملت و خودش رئيس بر آنها بود ، بنابراين هروقت هرچه دلش ميخواست و سليقه‌اش اقتضا ميكرد همان را باتباع خود ياد ميداد كه در انجمن نطق ميكردند بعد از آن سه نفر آقا سيد جمال نطق ميكرد مؤخر از آنها خود ملك و طورى رسوخ در اذهان عامه پيدا كرده بود كه هرچه ميگفت ميشنيدند . بدون اينكه از او مطالبه برهان بنمايند ملك المتكلمين خيال كرد جرائد را هم تابع خيالات